ملکانین گوزلیک لری



 نتیجه تصویری برای دانلود ربنا های قران
ربّنا های قرآن


1- رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. بقره آیه 201 پروردگارا! به ما در دنیا نیکى‌ عطا کن‌! و در آخرت نیز نیکى‌ مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!
2- رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ. بقره آیه 250 پروردگارا! پیمانه شکیبایى و استقامت را بر ما بریز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران‌، پیروز بگردان .‌
3- رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ. بقره آیه 286 پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم‌، ما را مؤاخذه مکن‌! پروردگارا! تکلیف سنگینى بر ما قرار مده‌، آن چنان که [به خاطر گناه و طغیان‌،] بر کسانى که پیش از ما بودند، قرار دادى‌! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم‌، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى‌! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده‌! تو مولا و سرپرست مایى‌، پس ما را بر جمعیّت کافران‌، پیروز گردان‌
4- رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ .آل عمران آیه 8 پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردى‌، [از راه حق‌] منحرف مگردان‌! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش‌، زیرا تو بخشنده‌اى‌ .
5- ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ. آل عمران 147 پروردگارا! گناهان ما را ببخش‌! و از تندرویهاى ما در کارها، چشم‌پوشى کن‌! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران‌، پیروز گردان.‌
6- رَبَّنَا إِنَّکَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ . آل عمران آیه192 پروردگارا! هر که را تو [بخاطر اعمالش‌،] به آتش افکنى‌، او را خوار و رسوا ساخته‌اى‌! و براى افراد ستمگر، هیچ یاورى نیست‌ .
7- رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ. آل عمران آیه 193 پروردگارا! ما صداى منادى [تو] را شنیدیم که به ایمان دعوت مى‌کرد که‌: (به پروردگار خود، ایمان بیاورید!) و ما ایمان آوردیم‌؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش‌! و بدیهاى ما را بپوشان‌! و ما را با نیکان [و در مسیر آنها] بمیران‌ .
8- رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ . آل عمران194 پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودى‌، به ما عطا کن‌! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان‌! زیرا تو هیچ‌گاه از وعده خود، تخلف نمى‌کنى.‌
9- رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ . اعراف آیه 23 پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم‌! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى‌، از زیانکاران خواهیم بود .
10- رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین . اعراف آیه 47 پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده‌!
11- رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ .اعراف آیه 89 پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داورى کن‌، که تو بهترین داورانى‌
12- رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ . اعراف 126 بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! [و آخرین درجه شکیبائى را به ما مرحمت فرما!] و ما را مسلمان بمیران‌!)
13- رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ .یونس آیه 85 پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده‌
14 - وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ . یونس 86 ما را با رحمتت از [دست‌] قوم کافر رهایى بخش‌ .
15- رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ وَمَا یَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَیْءٍ فَی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء.ابراهیم آیه 38 پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائى‌پروردگارا! تو مى‌دانى آنچه را ما پنهان و یا آشکار مى‌کنیم‌؛ و چیزى در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست‌ .
16- رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا .کهف آیه 10 پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا کن‌، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز
17- رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا . فرقان آیه 74 پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده‌، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان‌!
- رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ . غافر آیه 7 پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است‌؛ پس کسانى را که توبه کرده و راه تو را پیروى مى‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار .
19- رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .غافر آیه8 پروردگارا! آنها را در باغهاى جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‌اى وارد کن‌، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمى‌ .
20- رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ .دخان آیه 12 پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان مى‌آوریم‌
21- رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ . آیه 10 پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‌اى نسبت به مؤمنان قرار مده‌! پروردگارا، تو مهربان و رحیمى .
22- رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ. ممتحنه آیه 4 پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوى تو بازگشتیم‌، و همه فرجامها بسوى تو است‌ .
23- رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ .تحریم آیه 8 پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائى .

منبع:    www.hadj.ir

https://rasekhoon.net



جرج شکور/ ادیب و نویسنده مسیحی لبنانی الاصل/ ما مسیحیان نیز از نوادگان حسینیم

قسمتی از سروده‌های جرج شکور، ادیب و نویسنده مسیحی لبنانی الاصل از مجموعه کتاب حسین حسین» و ارادت او به سردار شهید کربلا را در ادامه می خوانید. بر ضمیر انسان، خونی به مثابه آتش نورانی می‌نشیند، زمانی که حق سربریده می‌شود و قصابان آن کافر باشند. خون حسین

جرج شکور/ ما مسیحیان نیز از نوادگان حسینیم

قسمتی از سروده‌های جرج شکور، ادیب و نویسنده مسیحی لبنانی الاصل از مجموعه کتاب حسین حسین» و ارادت او به سردار شهید کربلا را در ادامه می خوانید.

بر ضمیر انسان، خونی به مثابه آتش نورانی می‌نشیند، زمانی که حق سربریده می‌شود و قصابان آن کافر باشند. خون حسین (ع) سخاوتمندانه در قربانگاهش می‌ریزد و برای شهادت طعمی است که هر سنگدلی آن را نمی‌چشد. ائمه گفتند و امت‌ها به آنان اقتدا و دشمنان بدان اعتراف کردند.

حسین (ع) دست پرورده نبی بود و حاصل جدش؛ کسی که او را ریحانه جوانان نامید؛ ریحانه‌ای که در بهشت عطرش می‌پیچید.

حسین(ع) وارث علی است؛ جوانمردترین جوانان؛ کسی که در خلوتش سلوک پر راز دارد و شمشیرش ذوالفقاری است که سرگردنکشان را به فرمانبری می‌کشاند.

جانشین مصطفی در روز غدیر که خدا از غیب به پیامبرش وحی کرد ابلاغ کند، آنچه باید بگویی و گفت: هر که من مولای اویم علی مولای اوست.

امام حسین (ع) مانند مسیح (ع) مرگ را ترجیح داده و حیات را به دیگران بعد از خودش هدیه داد.

امام حسین (ع) پدر هر مقاومت شریفی است و پدر مقاومت لبنان است؛ مقاومتی که من برای آن سرودم و گفتم که مقاومت شریفی است که پشت آن امام علی و امام حسین (ع) قرار دارد.

شعرهای من می‌گوید ملتی که حق را شناخت و در این راه جان سپرد، هرگز نمی‌میرد، می‌گوید یادگار حسین (ع) همچنان در یادها و نفوس خلایق می‌ماند.

ما نوادگان حسینیم که فدیه حق را با خون خود می‌پردازیم و همواره در خاطره‌های امت‌ها باقی می‌مانیم.

بارها گفته‌ام که انسان پیش از ادیان خلق شده است. برای من به عنوان یک انسان، تمام جهان وطن واحد است و همه مردم برادران و خواهران من. در قلب من حد و مرزی وجود ندارد. جدال حق و باطل مرز بردار نیست. از هر چیز خوبی که شایسته سرودن باشد می سرایم. از حسین (ع)، رسول خدا (ص)، مسیح (ع)، حضرت مریم (س) و از هر انسانی که شایستگی بیشتری برای سرودن اشعار داشته باشد می‌سرایم. به جای اینکه مدح افرادی را بگویم که ارزشی نمی‌توان برایشان متصور شد. اما اینهایی که برایشان شعر می‌سرایم جاودانه‌اند، تأثیرگذارند و هر جا ارزشی به پا شود آنان حاضرند.»


منبع


منظره زیبا باغ انگور ملکان

http://s8.picofile.com/file/8305373334/8bb2338b69051.jpg


بهترین زمان‌هایِ عمرم،

لحظه هایی ست که کنارِ عزیزانم سپری میشوند.

وقتی تمامِ مشغله های مهم و تکراری ام را گوشه ای معطل می کنم و در گرمایِ حضورشان رها می شوم تا بودنشان، ثانیه ای از دستم نرود.
وقتی کنارشان می‌نشینم و با جان و دلم می‌خندم،

وقتی حضورِ خالصانه‌شان، گَردِ فراموشی و آرامش به افکارم می پاشد و تمامِ دغدغه هایِ ریز و درشتم را فراموش‌ میکنم.
آدم‌ها برای تضمینِ آرامش و خوشبختیِ‌شان، نیاز دارند زمان هایی را فقط برایِ عزیزان و بهترین هایِ زندگیِ شان باشند و لحظه هایِ فراغتشان را با کسانی پر کنند که به جز خودشان کسی جایشان را پر نمی‌کند!
کسانی که حضورشان بهترین دلیل برای آرامش است و زیباترین انگیزه برای لبخند.
کسانی که آمده اند تا زمین را جایِ بهتری برایِ زیستن کنند
و بهانه‌ی موجهی برای ادامه دادن باشند،
آدم هایِ بینظیری؛ " که نه تکرار خواهند شد ، نه تکراری ‌"



لوحات قرانیة من سورة نوح الأیة 28
الرسم الإملائى
( 28 ) رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا
---------------------------------------------------------------------------------
فارسى
( 28 ) پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هرآن کس که با ایان وارد خانة من شود، و (تمام) مردان مؤمن و ن مؤمن را بیامرز، و ستمکاران راجز هلاکت (و نابودی) میفزا».


071028 رب اغفر لی ولوالدی ولمن دخل بیتی مؤمنا وللمؤمنین والمؤمنات


نتیجه تصویری برای حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
پرسش

معنای حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر» چیست؟

پاسخ اجمالی
این عبارت در میان نگاشته‌های اندیشمندان اسلامی و همچنین اهل ایمان بسیار رواج یافته است، ولی در حقیقت این عبارت از دو آیه مجزای قرآن بوده که در کنار هم قرار گرفته‌اند.
در آیه 173 آل عمران آمده است: الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ»؛ مؤمنان کسانى هستند که (چون) مردم (منافق) به ایشان گفتند: بی‌‌شک مردم (کافر مکّه) بر ضد شما گرد آمده (و بسیج شده) اند، پس از آنان بترسید، (آنها به جاى ترس) بر ایمانشان بیافزود و گفتند: خداوند ما را کفایت می‌‌کند و او چه خوب نگهبان و یاورى است.
در آیه 40 سوره انفال نیز خداوند چنین می‌فرماید: وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاکُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر»؛ و اگر (باز هم) سرپیچى کرده و روى بگردانند، بدانید که خداوند، مولى و سرپرست شما است، چه خوش مولایى و چه نیکو یاورى است.
کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف حسبی الله»، حسبک الله» و حسبنا الله» به کار رفته است، به معنای کافی بودن است؛ یعنی خداوند برای حمایت انسان کافی است. مسلمانان واقعى، بدون هیچ ترس و هراسى، با آرامش خاطر و با توکّل به خداوند، در مقابل دشمنان و در مقابل ناملایمات ایستادگی می‌کنند.

[1]
در مورد همین قدرت توکل، امام صادق(ع) فرمودند: تعجّب می‌کنم از کسى که می‌ترسد؛ چرا به گفته‌ى خداوند حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» پناه نمی‌برد؟!

[2]
کلمه نعم» نیز که در آیات متعددی به کار رفته است، اسلوبی است بسیار شیوا برای بیان مدح خصوصیات یک فرد. در هر زبانی عبارات و اسلوب‌های مختلفی برای مدح و ذم به کار می‌رود. در زبان عربی نیز که در بلاغت و فصاحت، سرآمد بسیاری از زبان‌ها است، عبارات متفاوتی برای مدح و ذم استعمال دارد. از جمله این اسلوب‌ها، استفاده از دو فعل نعم و بئس» است.
در حقیقت این عبارت دارای سه بخش است؛ مثلاً وقتی در مدح علی(ع) می‌گوییم نعم الرجل علی(ع)»، یعنی اگر مردی را با تمام خصوصیات مردانگی در نظر بگیرید، بدون تردید امام علی(ع) با داشتن تمامی آن خصوصیات، مورد مدح خواهد بود.

[3]
در این آیات نیز اصل عبارات چنین بوده است: نعم المولی الله و نعم الوکیل الله». یعنی اگر یک حامی یا سرپرستی را با تمام خصوصیات تصور کنی، بی‌گمان خداوند در داشتن تمام این خصوصیات مورد مدح است و هیچ کس به اندازه خداوند نمی‌تواند حامی و یار و یاور آدمی در مشکلات و سختی‌ها باشد.

 


نتیجه تصویری برای حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

[1]. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 2، ص 201، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، چاپ یازدهم، 1383ش.

[2]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 392، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.

[3]. این تعبیر مبتنی بر این است که ال» در الرجل را، ال جنس بدانیم و فردی را که می‌خواهیم مدح کنیم، از میان افراد آن جنس و تمامی خصوصیات آنها متمایز کنیم. برای اطلاعات بیشتر و بررسی نظرات مختلف ر.ک سامرائی، فاضل صالح، معانی النحو، ج 4، ص 254- 262، دار احیاء التراث، بیروت، 1428ق.



منظره ای از کوه قبله بلاغی روستای شیروانشاهلو ملکان
http://s9.picofile.com/file/8305374134/d8548fbca1212.jpg

متن شعر یوسفعلی میرشکاک در محضر رهبر انقلاب:

واپسین موقف معراج حقیقت زهراست
سر توحید در آیینه غیرت زهراست

روح آدم، شرف خاتم، دردانه‌ی غیب
ذات عصمت، نفس صبح قیامت زهراست

مصدر واجب و ممکن ز ازل تا به ابد
باده وحدت و خم خانه‌ی کثرت زهراست

خشم و خشنودی حق، غایت پاداش و جزا
رایت رحمت و تمهید شفاعت زهراست

به عبادت نرسد عادت دینداری ما
گر ندانیم که معیار عبادت زهراست

منشأ بود و نبود، آینه‌پرداز وجود
وحدت غیب و شهودِ احدیت زهراست

در نمازی که وضویش بود از خون جگر
قبله‌ی باطن اربابِ طریقت زهراست

نه همین ام ابیهاست به تقدیم وجود
شخص روح‌القدس و شأن ولایت زهراست

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
سرّ سرمستیِ هفتاد و دو ملت زهراست

غایت سیر وجود است رسیدن به علی
غایت سیر علی هم چو بدایت زهراست


متن شعر محمدحسن جمشیدی در محضر رهبر انقلاب:

در دعای اهل دل باران فراز آخر است
گریه کن در گریه‌ی عاشق صفایی دیگر است

عاشقان با اشک تا معراج بالا می‌روند
بهترین سرمایه انسان همین چشم‌تر است

در جواب بی‌وفایی خلوتی با خود بساز
دست کم تنها شدن از دل شکستن بهتر است

شد فراموش آنکه بیش از قدر خویش آمد به چشم
آنکه با گمنام بودن سر کند نام‌آور است (۱)

صحبت از پرواز جانکاه است وقتی روح ما
مثل مرغ خانگی زندانی بال و پر است

گرچه چندی چهره‌ی خورشید را پوشانده‌اند
در پس این ابر‌های تیره صبحی دیگر است


شعر سیمین بهبهانی برای آزادی خرمشهر


 

"شهر من"

 

شهر من، ای شهر پیکر سوخته!
باغ و بستانت سراسر سوخته

با سموم بادها بر دامنت
بید بندهای تناور سوخته

خاطرات سبز تو دیریست دیر
با شقاقی های پرپر سوخته

روی دشت سینه خونین تو
سرو پژمرده، صنوبر سوخته

زنبق و یاس و گل و نسرین تو
در هجوم باد صرصر سوخته

ایستاده بر فراز شانه ات
نخل قد افراشته سر سوخته

در کنارت مادر از داغ پسر
خواهر از داغ برادر سوخته

در دل و در سینه و پهلوی تو
دشنه و شمشیر و خنجر سوخته

از فراق سینه سرخان شهید
اشک در چشم کبوتر سوخته

نغمه هایت در گلو خشکیده است
مثل پروازی که در پر سوخته

نی شگفت از غصه ات در آسمان
گز هزاران مهر و اختر سوخته

غم مخور ای قهرمان شهر نجیب!
دشمنان را می به ساغر سوخته

قهرمانان تو جاویدان شدند
دشمنت با قهر داور سوخته

سبز می گردی در آغوش بهار
این بهارستان پیکر سوخته!

img/daneshnameh_up/b/b5/Beitolmoghadas_Operation_02.jpg 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

یامان  ترسه  دونور  زمانه  ایندی.

قینیندان  چیخانلار چاغی بئینمیر.

هرکس اؤزون آغا سانیر خان سانیر.

خیرداجا  تپه لر  داغی  بئینمیر .

ایکی گوندی چاتیب ثروته وارا.

ادبی  حورمتی  قویوب  کنارا .

خلقی یئرده گورور اؤزون سوارا

آتین چاپیر سولی ساغی بئینمیر.

اونودوب طایفاسی واردی ائلی وار.

آنا  دیلین  آتیب  باشقا  دیلی وار.

ائوینده سارالمیش ایکی گولو وار.

الوان آچان گوللو باغی بئینمیر .

کاتب اوغلو  قاره  گولور  آغلارا .

تیکان دوروب طعنه وورور باغلارا.

نباتی  یاغ  قاریشیبدی  یاغلارا .

اؤزون توتور اصیل یاغی بئینمیر.

@bayatilar

 


عوامل توکل برخدا کدامند؟

پرسش
چه چیزهایی باعث توکل نکردن می شود؟ و چگونه می توان توکل کرد؟
پاسخ اجمالی

یکی از مفاهیم عام در اخلاق اسلامی که ناظر به صفتی نفسانی و بیانگر رابطه ای خاص میان انسان و خداوند است ، مفهوم توکل » است . توکل ، منزلی از منازل سالکین الی الله و مقامی از مقامات موحدین است و از بالاترین درجات اهل یقین است . 

[1] 

[2]

 

توکل، عبارت است از اعتماد و اطمینان قلبی بنده در جمیع امور خود به خدا ، و حواله کردن همه کارهای خود را به او و تکیه بر حول و قوه الهی نمودن. 

[3]

 

پیامبر اکرم (ص) فرمود: از جبرئیل (ع) پرسیدم: توکل چیست ؟ پاسخ داد: آگاهی به این واقعیت که مخلوق ، نه زیان می رساند و نه عطا و منعی دارد ، و اینکه چشم از دست و سرمایه مردم برداری ؛ هنگامی که بنده ای چنین شد جز برای خدا کار نمی کند و به غیر او امیدی ندارد . و اینها همگی حقیقت و مرز توکل اند».

[4]

 

این صفت با ارزش آثار بسیار مثبتی در زندگی انسان دارد و شایسته است که همه ما با فراهم آوردن اسباب و عوامل آن از آثار و برکات توکل بهره مند شویم.

 

در آیات قرآن عوامل متعددی برای توکل بیان شده است از جمله:

 

1. اطمینان انسان به فقر ذاتی خود: ‏ ای مردم همه شما نیازمندان به خدا هستید و تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است.» 

[5]  کسانی که خود را در برابر خداوند متعال فقیر مطلق بدانند زمینه توکل به خداوند را فراهم کره اند.

 

2. یقین به اینکه قادر مطلق خداوند است:

 

در قرآن مجید در موارد متعددی مردم را به این مسأله توجه داده که به دیگران اعتماد نکنند، در گرفتاری ها و سختی ها به خدا توجه کنید و به طور کلی امور خود را به خدا واگذارید و با اعتماد بر او دنبال فعالیت خویش بروید، از جمله می فرماید: "اگر خداوند زیانى به تو برساند، هیچ کس جز او نمى‏تواند آن را برطرف سازد! و اگر خیرى به تو رساند، او بر همه چیز تواناست (و از قدرت او، هر گونه نیکى ساخته است

[6] ".هم چنین می فرماید:"بگو: همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!»

[7]  در آیه دیگری می فرماید:"و اگر خداوند، (براى امتحان یا کیفر گناه،) زیانى به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمى‏سازد و اگر اراده خیرى براى تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آن را به هر کس از بندگانش بخواهد مى‏رساند و او غفور و رحیم است!".

[8]

 

3. یقین به اینکه عالم مطلق خداست، قرآن می فرماید:" کار خود را به خدا وا می گذارم همانا خداوند نسبت به بندگانش بیناست

[9]».

 

4. یقین به اینکه مسبب الاسباب حقیقی خداوند است، قرآن در این باره می فرماید:" بگو: چه کسى مى‏تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ کند اگر او بدى یا رحمتى را براى شما اراده کند؟!» و آنها جز خدا هیچ سرپرست و یاورى براى خود نخواهند یافت‏."

[10] به عبارت دیگر؛ یقین به اینکه خداوند علت تامه و کامل همه امور است و همه را کفایت می کند قرآن می فرماید: " آیا خداوند برای نجات و دفاع از بنده اش کافی نیست."

[11]

 

5. توکل را  مایه سعادت خود بدانیم زیراخدای متعال بر باره توکل فرموده است : " و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با اینکه ما را به راه‏هاى (سعادت) رهبرى کرده است؟!"

[12]

 

6. یقین به اینکه سر انجام همه امور به خداوند بر می گردد و خداوند غایت الامور است . 

[13]

 

7. یقین به اینکه رازق واقعی خداوند متعال است.

[14] کسی که تنها خداوند را روزی رسان خود بداند تنها بر او توکل خواهد کرد.

 

8. یقین به اینکه حاکمیت مطلق از آن خداست. چنانکه قرآن می فرماید :" بگو: اگر مى‏دانید، چه کسى حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بى پناهان پناه مى‏دهد، و نیاز به پناه‏دادن ندارد؟!» 

[15]

 

با شناخت اسباب و عوامل توکل و ایجاد آنها در حقیقت موانع و چالش های توکل را برطرف کرده ایم و می توانیم از توکل به خدا که بالاتر ین سرمایه است بهرمند شویم.

 


 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

چه چیزی باعث مقام بلند حضرت مریم شده است؟

پرسش
آیه 41 سوره آل عمران می گوید: (و آنگاه فرشتگان گفتند ای مریم همانا خداوند ترا برگزید و پاکیزه گرداند و بر ن جهان برتری بخشید). طبق این گفته قرآن حضرت مریم نه به خاطر لیاقت خودش بلکه به این دلیل که خدا او را پاکیزه گردانیده بر ن جهان بر تری بخشید.
برتری او به چه دلیل است؟ آیا خدمتی به بشریت کرده یا فقط عبادت و پارسایی او بیشتر از دیگر ن بوده است. داستان حضرت عیسی نیز بیانگر این مطلب است که پیامبران خدا از پیش تعیین شده اند. وخود هیچ تلاشی برای رسیدن به صفات نیکو نکرده اند. و گرنه کودکی که در گهواره ادعای پیامبری می کند، کی به ساختن خویش پرداخت؟
پاسخ اجمالی

در قرآن و احادیث آمده است که مریم دختر عمران در یک خانواده فقیر که از نظر مالی توانایی اداره زندگی او را نداشتند (زیرا پدرش قبل از تولد او از دنیا رفته بود) متولد شد و به همین جهت سرپرستی او را حضرت زکریا (شوهر خاله مریم ) بر عهده گرفت.

 

زندگی این بانوی بزرگوار همواره با سختی ها، زحمت ها و محرو میت هایی همراه بوده است؛ زیرا ایشان بر طبق نذر مادرش از همان کودکی به عنوان خادم معبد انجام وظیفه می کرد و کارهایی فوق طاقت این کودک خردسال به او می سپردند که آن حضرت تمام این مشکلات را به جان خریده و کوچکترین شکایتی نداشت. همچنین در مقابل زخم زبان ها و تهمت هایی که از طرف افراد مغرض و بی ایمان می شنید صبر می کرد و از خداوند رضایت کامل را داشت. و خداوند به خاطر آن مقام صبر و رضایت و به خاطر اطاعت محض او ، وی را به چنین مقامی رساندند.

 

سخن گفتن حضرت عیسی (ع) در گهواره گرچه از عظمت شأن و مقام آن حضرت حکایت می کند اما برای دفاع از عصمت و پاک دامنی مادرآن حضرت بوده است

 

از آنجا که خداوند متعال از لیاقت و شایستگی و خودسازی حضرت عیسی (ع) آگاه بوده است به عنوان پاداش قبل از عمل، این امتیازات و مقام عصمت را به ایشان اعطا کرده و او را به چنین مقامی منصوب کرده است. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

 نتیجه تصویری برای آیا یکی از دلایل عذاب ن بنی اسرائیل آن بود که آنها موی پیشانی خود را آرایش میکردند؟!
خلاصه پرسش

آیا یکی از دلایل عذاب ن بنی اسرائیل آن بود که آنها موی پیشانی خود را آرایش میکردند؟!

پرسش
آیا در برخی از احادیث، یکی از علتهای عذاب بنی اسرائیل را برداشتن موی پیشانی توسط ن آنها معرفی شده است؟
پاسخ اجمالی
در روایتی از امام علی(ع) در مورد یکی از دلایل هلاک شدن ن بنیاسرائیل میخوانیم:

  إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع نَهَى عَنِ الْقَنَازِعِ وَ الْقُصَصِ وَ نَقْشِ الْخِضَابِ‏ عَلَى الرَّاحَةِ وَ قَال‏ إِنَّمَا هَلَکَتْ نِسَاءُ بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنْ‏ قِبَلِ‏ الْقُصَصِ‏ وَ نَقْشِ الْخِضَابِ».

[1]


امیر المؤمنین(ع) توصیه فرمود که بانوان از برجستهکردن بخشی از موی سر

[2] و موی جلوی پیشانی

[3] و رنگ کردن کف دست خود با حنا خودداری کنند؛ زیرا ن بنیاسرائیل به همین دلیل هلاک شدند.
این حدیث از لحاظ سند ضعیف شمرده شده است.

[4] بر فرض صحت سند، مراد روایت این است که اگر زنی با استفاده از انواع آرایشها – از جمله آرایش موی سر - خود را شبیه مردان کند،

[5] و یا اسباب فریب مردان را فراهم کند،

[6] مرتکب حرام شده است و باعث نابودی معنوی جامعه میشود.

[7]
در پایان گفتنی است که قُصَص» جمع قُصّة» میباشد که به معنای موی پیشانی است و میتوان آنرا هم به معنای جمعکردن موی سر در جلوی پیشانی و هم به معنای کندن و آرایش بخشی از موی بالای پیشانی تفسیر کرد، اما با قرینه روایت دیگری در همین زمینه که در آن آمده است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَا تَحِلُّ لِامْرَأَةٍ حَاضَتْ أَنْ تَتَّخِذَ قُصَّةً أَوْ جُمَّةً»،

[8] به نظر میرسد، مراد از آن، همان برجستهکردن موی سر بر روی پیشانی باشد، نه کندن آن.
در ضمن، مواردی که در روایت آمده، ناظر به برخی مصادیق آرایش حرام میباشد که در آن دوره رایج بود، و گرنه آرایشهای دیگری نیز وجود دارند که نمایش آنان در مقابل مردان نامحرم مجاز نیست. 



رو.دخانه موردی چارری - ملکان در زمستان سالهای گذشته
http://s9.picofile.com/file/8305371400/cb2ea3ea601.jpg


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

متن شعر مهدی پرنیان در محضر رهبر انقلاب:

کاج و کاجه کنار هم با عشق


در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده دو کاج روییدند
سالیان دراز رهگذران
آن دو را، چون دو دوست می‌دیدند

بله آن کاج‌ها نه تنها دوست
بلکه یک زوج باوفا بودند
کاج و کاجه کنار هم با عشق
غرق خوشبختی و صفا بودند

زد و یک روز در ده مذکور
چیزکی باکلاس آوردند
پیشگامان صنعت آی‌تی‌ای دی اس ال پلاس آوردند (ADSL+)

کاج با اتصال اینترنت
گشت آنلاین و با کمی تردید
سرچ کرد و ز سایت جنگل شاپ
یک عدد گوشی ردیف خرید

کاج ما شد رها در اینترنت
سر راهش ندید چاهی را
لایک می‌کرد هر که را می‌دید
فالو می‌کرد هر گیاهی را

خربزه، هندوانه، گوجه، کدو
موز و گیلاس و انبه و کیوی
یا که گل‌های سرخ و زرد هلند
یا علف‌های هرز بولیوی

کاج بی جنبه که شعور نداشت
در گروه مزخرفی اد شد
بعد هم رفته رفته پی در پی
عضو کانال‌های بد بد شد

بعد کم کم دلش هوایی شد
کاجه از چشم و چار او افتاد
دم به دم هی بهانه می‌آورد
دائم از کاجه می‌گرفت ایراد

تو چرا نیستی شبیه هلو
یا شبیه انار آن سر باغ
عوض سار و قمری و بلبل
شده‌ای منزل دویست کلاغ

برگ هایت چقدر سوزنی است
پوستت، چون گِل ترک خورده
میوه هایت چه خشک و مخروطی ست
شاخه هایت دراز و پژمرده

کاج که ول کن قضیه نبود
کاجه را کرده بود بیچاره
کاجه هم زد به سیم آخر و کرد
سیم‌های پیام را پاره

مرکز ارتباط دید آن روز
انتقال پیام ممکن نیست
ده مدیر آمد و دو تکنسین
تا ببیند عیب کار از چیست

داده شد یک گزارش مبسوط
در دو مصرع خلاصه اش این است
که سواد رسانه‌ای دو کاج
طبق آمار سطح پایین است

جلسات عدیده شد تشکیل
با حضور ١٢ ارگان
همه در قالب سمیناهار
در قم و یزد و ساوه و گرگان

موشکافانه بررسی شد و شد
تیم‌های تخصصی ایجاد
تا بیابند راهکاری را
جهت ارتقاء سطح سواد

در نهایت نهاد مربوطه
با تمام توان نمود اقدام
برد بالا به جای سطح سواد
ارتفاع خطوط سیم پیام



انسان اوغلو دونیا  عیبرت ائویدی.

گوزو  آچیق  عیبرت آلان  اولسادا .

دونیایه آلدانیب اویونجاق  اولماز .

حق سوزو ائشیدیب قانان اولسادا.

دونیا بیر میداندی چالیش آد قازان .

خلقه خدمت ائیله تا کی وار زامان .

اجل بیر کیمسه یه هچ وئرمز امان .

هر یئرده گیزله نیب پنهان اولسادا .

آللاه  یارادیبدی  قولا  قول اولما .

هوس آتشینده یانیب کول اولما .

اینجیتمه کیمسه نی آجی دیل اولما.

باغلانار دیللر خوش بیان اولسادا.

کاتب اوغلو ائشید حققین نغمه سین.

بیر اینسان کی ائلین قدرین بیلمه سین.

عالیم کی علمینه زکات  وئرمه سین.

لعنته  لایقدی  لقمان   اولسادا .

@bayatilar


در اسلام دو اصل به نام تَوَلّی» و تَبَرّی» و به تعبیر دیگر حُبّ فِی اللهِ» و بُغْض فِی اللهِ» وجود دارد که هر دو در واقع اشاره به یک حقیقت است. طبق این دو اصل ما موظّفیم دوستان خدا را دوست بداریم و دشمنان خدا را دشمن، و پیشوایان بزرگ دین یعنی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ را در همه چیز اسوه و الگوی خود قرار دهیم. این دستور به قدری مهمّ است، که در آیات قرآن به عنوان نشانه ی ایمان، و در روایات اسلامی به عنوان اَوْثَقُ عُرَی الْأَیمانِ» (محکمترین دستگیره ی ایمان) معرّفی شده، و تا تولّی» و تبرّی» نباشد، بقیّه ی اعمال، عبادات و اطاعات، بی حاصل شمرده شده است، که مدارک آن از آیات و روایات را به خواست خدا در بحثهای آینده خواهیم دید.
این تولّی و تبرّی یا حبّ فی الله و بغض فی الله» یکی از گامهای بسیار مهم و مؤثّر در تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله است.
روی همین اصل، بسیاری از علمای اخلاق وجود استاد و مربّی را برای رهروان این راه، لازم شمرده اند.
با این اشاره به سراغ آیات قرآن می رویم و مسأله تولّی و تبرّی را در قرآن مجید مورد بررسی قرار می دهیم:


1. قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره ی ممتحنه، آیه ی 4).

سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند برای شما وجود داشت، در آن هنگام که به قوم (مشرک) خود گفتند ما از شما و آنچه غیر از خدا می پرستید بیزاریم!
2. لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الآخِرَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (سوره ی ممتحنه، آیه ی 6)
(آری) برای شما در زندگی آنها اسوه ی حسنه (و سرمشق نیکویی) بود، برای کسانی که امید به خدا و روز قیامت دارند؛ و هر کس سرپیچی کند (به خویشتن ضرر زده است، زیرا) خداوند بی نیاز و شایسته ی ستایش است.
3. لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً (سوره ی احزاب، آیه ی21)
مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که اُمید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند.
4. لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلْهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (سوره ی مجادله، آیه ی 22)
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه ی دلهایشان نوشته، و با روحی از ناحیه ی خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می مانند؛ خدا از آنها خشنود است و آنان (نیز) از خدا خشنودند، آنها حزب الله»اند، بدانید حزب الله» پیروز و رستگارند.
5. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ (سوره ی ممتحنه، آیه ی 12)
ای کسانی که ایمان آورده اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده، دوستی نکنید!
6. وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ اَّکاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (سوره ی توبه، آیه ی 71)
مردان و ن با ایمان ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ نماز را بر پا می دارند؛ و زکات را می پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می کنند؛ به زودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!
7. اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (سوره ی بقره، آیه ی 257)
خداوند، ولیّ و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور خارج می سازد؛ (امّا) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.
8. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ (سوره ی توبه، آیه ی 119)
ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و (همیشه) با صادقان باشید!


ادامه

نویسنده: آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)


 

حساب و کتاب ، نقداً در روز قیامت


کارت بانکیم رو به فروشنده دادم و با خیال راحت منتظر شدم تا کارت بکشه، ولى در کمال تعجب، دستگاه پیام داد : موجودى کافى نمی باشد!
امکان نداشت، خودم می دونستم که اقلا سه برابر مبلغى که خرید کردم در کارتم پول دارم.
با بی حوصلگى از فروشنده خواستم که دوباره کارت بکشه و این بار پیام آمد: رمز نامعتبر است.
این بار فروشنده با بی حوصلگى گفت : آقا لطفا نقداً پرداخت کنید، پول نقد همراهتون هست؟
فکر کنم کارتتون رو پیش موبایلتون گذاشتین کلاً سوخته.
در راه برگشت به خانه مرتب این جمله ى فروشنده در سرم صدا میکرد؛ پول نقد همراهتون هست؟
خدایا.
ما در کارت اعمالمان کارهاى بسیارى داریم که به امید آنها هستیم مثلا عبادت هایى که کردیم ، دستگیرى ها و انفاق هایى که انجام دادیم و نکند در روز حساب و کتاب بگویند موجودى کافى نیست و ما متعجبانه بگوییم : مگر می شود؟ این همه اعمالى که فکر می کردیم نیک هستند و انجام دادیم چه شد؟؟
و جواب بدهند : اعمالتان را در کنار چیزهایى قرار دادید که کلاً سوخت و از بین رفت. !
کنار بخل»
کنار حسد»
کنار ریا»
کنار بى اعتمادى به خدا»، کنار دنیا دوستى» و .
نکند از ما بپرسند : نقد با خودت چه آورده اى؟ و ما کیسه‌هایمان تهى باشد و دستانمان خالى.
خدایا، از تمام چیزهایى که باعث از بین رفتن اعمال نیکمان می شود به تو پناه می بریم یا رب.


منظره ای از باغ انگور  ملکان
http://s8.picofile.com/file/8305371950/e476540690512.jpg



لوحات قرانیة من سورة ال عمران الأیة 147
الرسم الإملائى
( 147 ) وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ
--------------------------------------------------------------------------------------
فارسى
( 147 ) و سخن آنان جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و از زیاده روی ما، در کارمان (بر ما بیامرز) و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران، پیروز گردان».


منبع

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید .]

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها